باید کشور را اداره کرد، اگر قرار است با نفت اداره نکنیم، باید با مالیات اداره کنیم، این کار باید رونق پیدا کند و با پرداخت مالیات بیشتر به کشور کمک شود.

ما فصل اقتصادی را طی می‌کنیم که فصل بدون نفت است. از سال گذشته این موضوع مطرح شد که باید اقتصاد ایران را بدون نفت طی کنیم، شغل اصلی ما که در سده اخیر نفت‌فروشی بوده باید به شغل دیگری تبدیل شود.

 هر ملتی برای رشد و توسعه و ساخت اقتصاد و تمدن خود بازار داخلی و شغل بین‌المللی دارد. شغل بین‌المللی زیرساخت توسعه تمدنی را ایجاد می‌کند و ایجاد هر تمدنی نیاز به اقتصاد بزرگ پشتیبان دارد، این سوال مطرح می‌شود که اکنون ما باید چه اقتصادی را مبتنی بر چه ظرفیت بزرگی پایه‌گذاری کنیم تا بتوانیم مجدد تمدن ایرانی اسلامی را ایجاد کنیم؟

 نفت وجود ندارد و ما زود به فصل بی‌نفتی رسیدیم، اما از دستور کار خارج شدن فصل انرژی از طریق سوخت‌های فسیلی یک تغییر جهانی است و در سال‌های ۲۰۳۰، ۲۰۳۵ و ۲۰۴۰ کشورها به سمت انرژی‌های نو خواهند رفت و این مساله‌ای جدی در دنیا است. در خصوص ما مساله تحریم نیز اضافه شده و کشورهایی که حواسشان جمع‌تر است، سهام نفت خود را واگذار کرده و چیز دیگری را جایگزین می‌کنند.

اکنون باید چه کاری انجام دهیم تا این جایگزین اتفاق بیفتد؟وقتی تاریخ ایران را مطالعه می‌کنیم که با چه ابزاری توانستیم این اقتصاد بزرگ را فراهم کنیم به سه موضوع می‌رسیم. فلات ایران هزاران سال خشکسالی دارد و کشاورزی جهانی نداشته که بتواند غذا برای جهان تهیه کند. ۲۵۰۰ سال خشکسالی، جابه‌جایی شدید جمعیت و مهاجرت‌های گسترده در ایران شاهد همین مدعا است.

 صنعت و تولید انبوه صنعتی پدیده ‌مدرن و جدیدی بوده و بعد از انقلاب صنعتی اتفاق افتاده، اینکه ما چه اقتصادی داشتیم به سه مسیر درآمد جهانی می‌رسیم. یک مسیر درآمد اصلی ایرانیان بازرگانی بوده، بازرگانی جهانی و جابهجایی کالا در جهان با محوریت راه ابریشم در دست ایران بود که باعث شد ایران تمدن‌های بزرگ بسازد. مسیر دوم مرکز تولید علم و دانش و تربیت دانشمند و مسیر سوم هنر و کالا و سرمایه هنری بوده است.

 سیراف اولین بندر جهان در جنوب ایران است و ایران و ایرانیان توانسته‌اند از این ظرفیت ژئواستراتژیک حداکثر استفاده‌ را ببرند تا مرکز بازرگانی جهان شوند و این موقعیت از ایران گرفته نمی‌شود. یکی از دلایلی که ایران همیشه تحت اشغال بود، این است ‌که تجارت، بازرگانی، اقتصاد و گردش مالی جهانی را داشت.

اینکه می‌گویند ما از نفت بد استفاده کردیم را قبول ندارم. نفت، ایران جدید را ساخته، اگر آموزش، مدرسه، بهداشت و درمان و جاده داریم، ماحصل نفت بوده و بسیاری از زیرساخت‌های امروز ما از نفت حاصل شده است و بهتر می‌توانستیم از نفت استفاده کنیم اما اگر آن را رها کنیم و دنبال شغل جدید نباشیم، دوباره به وضعیت انتهای دوره قاجار بر می‌گردیم.

اگر هوشمندانه از ظرفیت‌های طبیعی و جایگاهی که خدا داده استفاده کنیم می‌توانیم این تمدن را رشد دهیم. این دست ما است و باید فهم، گفتمان، رویکرد و سیاست آن ایجاد شود. هر رشدی سیری دارد و ناگهانی نیست. ما در حوزه جنبش نرم‌افزاری و تولید دانش کمّی عمل کردیم اما رشد کمّی پیش‌نیاز رشد کیفی است. اگر امروز رتبه جهانی ما در نیروی انسانی متخصص بالا بوده، ظرفیتی است که باید در انتقال دانش به حوزه‌های عملیاتی از این نیروی انسانی استفاده کنیم.

 در حوزه حمل و نقل کشورهای رقیب از ما جلوتر هستند، کشورهای رقیب زودتر از ما در این حوزه سرمایه‌گذاری کرده و از ظرفیت‌های خود استفاده می‌کنند. ما در حوزه حمل و نقل نباید به این بسنده کنیم که شرکت‌هایی برای استفاده داریم. باید از مجموعه ظرفیت‌های خود استفاده کنیم.

نگاه مجلس و دولت این است که اگر در حوزه مقررات‌گذاری مزاحمتی است، تسهیلگری اتفاق بیفتد، منتها برخی فکر می‌کنند این تخفیف مالیات است. باید کشور را اداره کرد، اگر قرار است با نفت اداره نکنیم، باید با مالیات اداره کنیم، کمک‌ کنید که این کار رونق پیدا کند و با پرداخت مالیات بیشتر به کشور کمک شود.

اگر قرار است در زمینه بیمه و مالیات تخفیفاتی اتفاق بیفتد، باید مدل اقتصادی که باعث رشد می‌شود و مجموعه درآمدها را رشد می‌دهد را پیشنهاد داد. کار هیچ بخشی به تنهایی در کشور پیش نمی‌رود، مگر اینکه مجموعه منافع سایر بخش‌ها را پیش‌بینی کند تا رشد پایدار اتفاق بیفتد، وگرنه اگر به صورت کاملا انحصاری بخواهیم به بخشی کمک‌ کرده و به بخش دیگری کمک نکنیم، سروصدای بخش‌های دیگر بلند می‌شود.

*نماینده مجلس شورای اسلامی