فتح اندلس بدست مسلمين در تاريخ دوشنبه پنجم ماه رجب سال 92 هـ.ق (89 هـ.ش/آوريل 711 ميلادي)اتفاق افتاد، مكان وقوع آن آندلس (اسپانيا) و رهبران آن موسي بن نصير و طارق بن زياد بوده اند.

علت وقوع آن تمايل مسلمين به گسترش فتوحات دين اسلام و درخواست ژولين فرماندار سبته از موسي بن نصير براي بيرون آوردن آندلس از چنگال رودرپك بوده است.

 

 وقتي كه مسلمانان توانستند درفاصله سالهاي ۸۲ تا ۹۲ هـ.ق سرتاسر شمال آفريقا تا نزديكي تنگه جيل‌الطارق را فتح كنند طبيعي بود كه گوشه چشمي به آن سوي آب يعني خاك اندلس داشتند لذا دنبال فرصت بودند تا بدان سوي هجوم آورند كه آن فرصت در پي ماجرايي كه شرح داده مي شود، اتفاق افتاد: كنت ژوليان از بستگان و پتيزا پادشاه سابق گوتها كه توسط رودرپك مخلوع و مقتول شده بود از پادشاهي رودرپك رضايت و دلخوشي نداشت و هميشه در انتظار پيشامد موقعيت مناسبي براي از ميان برداشتن او بود وفرصت را غنيمت شمرده وبا موسي بن نصيرملاقات كرده و او را دعوت به فتح اندلس مي كند و قول مساعدتهاي لازم را در اين راستا به فرمانده نيروي ارتش مسلمانان مي دهد.

 

 فتح اندلس از جهات بسياري با سياست فتوحات در مغرب مرتبط بود وعللي كه مسلمانان را به عبور ازتنگه واداشت ارتباط مستقيمي با اوضاع سياسي، اجتماعي و ديني اسپانيا قبل از فتح داشت.

 

علل سياسي: اسپانيا به مدت هفت قرن در تصرف حكومت روم بود  و درقرن پنجم ميلادي قبايل و اندال ژرمني بدانجا حمله مي كنند و در دشت جنوبي اين كشور مستقر مي شوند. سپس در قرن ششم ميلادي گوتها و اندالها را مجبور به عقب نشيني مي كنند و حكومت جديدي بوجود مي آورند. كه درسال ۸۹ هـ.ق آخرين پادشاه آنها يعني در آستانه ورود مسلمانان به اندلس، در اثر جنگ داخلي براي تصاحب تاج و تخت،‌ اوضاع سياسي داخلي اندلس را آشفته مي كند. كه شخص به قدرت رسيده از خانواده حاكم نيست و به كمك مردان دين توانسته به قدرت برسد و موجب دو دستگي داخلي شده و يكپارچگي سياسي و حكومتي از ميان رفته است.

 

علل اجتماعي: اوضاع اجتماعي در اسپانيا، درآن حين بسيار بد و آشفته بود. در جامعه آن روزاسپانيا گروه كوچك خانواده هاي نجيب زاده داراي امكانات رفاهي بيشتر بودند و فاصله طبقاتي در آن بسيار زياد بود. بطوري كه طبقه بالايي جامعه امكانات را در اختيار خود موروثي كردند و غارت وچپاول روستائيان از گروه هاي غير قانوني بسيار زياد شده بود و بسيار از همه يهوديان جامعه در پايين ترين مرتبت قرار داشتند.

 

 اوضاع ديني: مردم اسپانيا – به استثناي يهوديان – براثر فشار مردان دين كه انتشار هر مذهب ديگري را حرام كرده بودند. مسيحي كاتوليك بودند و بر اثر سيطره معنوي آنان مردم نبايد در كليساي كاتوليك، جمع آوري اناجيل، تفاسير، يران روحاني، مراسم كليسا ، قرباني و وضعيت مذهب كاتوليكي مسيحيت، هيچ گونه شكي مي كردند. رجال دين حتي در كارهاي حكومتي دخالت مي كردند و در مجالس ملي و انتخاب پادشاه جديد را تصويب مي كردند. چگونگي فتح اندلس: موسي بن نصير پس از ملاقات با ژوليان،‌افسر جواني بنام طريف بن مالك را با سيصد نفر به آن سوي تنگه فرستاد، كه بيشتر براي كسب اطلاعات مقدماتي بود.

 

گزارشهايي كه از افسر نامبرده رسيد مساعد و رضايت بخش بود لذا در ماه رجب سال ۹۲ هـ.ق طارق بن زياد از لايقترين سركردگان خود را با سپاه مختصري مركب از هفت هزار نفر به آن سو فرستاد كه در محلي كه بنام خودش يعني جبل الطارق پياده شدند، سپس به سوي شهر خضرا حركت كردند و سپس به راه خود به سمت طليطله ادامه دادند.

 

در اين موقع رودرپك براي سركوب آشوبهاي شمال كشور در آنجا به سر مي برد كه پيغامي به او رسيد مبني بر اينكه يك گروه غريبه در جنوب خاك كشور پياده شده‌اند، پس رودرپك بلافاصله به امداد خوانين دستور مي دهد كه براي جنگ با اين غريبه ها در قرطبه جمع شوند، در نتيجه عده سپاه سلطنتي و سپاه امدادي رؤسا و امراي اطراف به يكصد هزار نفر رسيد و اين دو لشكر در «واري لكه» روز يكشنبه ۲۸ رمضان ۹۲ هـ.ق مصاف كردند كه در نهايت به پيروزي مسلمانان منجر شد.

 

پس ازاين واقعه سيد و نيه (شذونه) و كارمونه (قرمونيه) و نيز استجه با كمي پايداري فتح شدند و طارق نيروي خود را به چهار دسته تقسيم كرد دسته اي بطرف قرطبه و دسته ديگر را بسوي مالقه و دسته سوم را به طرف غرناطه از شهرهاي ناحيه البيره مامور كرد و خود با چهارمين دسته به جانب طليطله پيشروي كرد، مالقه، غرناطه و قرطبه بدون زحمت زياد يكي پس از ديگري فتح گرديد. خود طارق نيز توانست طليطله پايتخت گوتها را تصرف كند و آنرا بدست برادر ويتيزا پادشاه سابق با كمي از نيروهاي خود كه در آنجا مستقر شدند- سپرد.

 

 در اين ميان موسي بن نصير پس از پيروزيهاي بدست آمده بوسيله طارق كه خبردار شد خود نيز تصميم گرفت كه به اسپانيا آمده وبه سردار خود بيپوندد. موسي از مشرق شروع به حمله كرد و پس از تصرف اشبيليه (سويل) مارده در طليطله به سردارش طارق بن زياد ملحق شد.

 

 موسي و طارق پس از اختلاف نظري كه در ابتداي امر ميان آنها پيدا شد قواي خود را بهم پيوسته هردو بطرف آراگون روانه شدند، سرقسطه ، طركونه، بارسلون و ساير شهرهاي شمال را فتح كردند و تمام اسپانيا تاحدود پيرنه بدست مسلمين افتاد. چند سال بعداز اين پرتقال فتح شد و پك استان عليحده اي بنام «الغرب» تشكيل يافت و فقط در جبال «استوريه» مسيحيان اسپانيايي فراهم گشته و نيرويي عليه مسلمين تشكيل داده بودند. موسي، طارق رادر گاليسي براي مطيع ساختن اهالي گذاشته، خود وارد خاك فرانسه شد.

 

 موسي در پيرنه اردو زده و درنظر داشت تمام اروپا را فتح كند بدينصورت كه از فرانسه و آلمان و ايتاليا عبور كرده قسطنطنيه را فتح كند و پس از فتح ازهمانجا خود را به شام رساند و تمام اين خطه روي زمين را از پرتو اسلام روشني بخشد و ظن قوي آن است كه اگر موسي از مقام خلافت، اجازه يافته بود و خليفه او را به دمشق احضارنمي كرد او كامياب مي شد.